p9
ویو یک ساعت بعد:
ا.ت:وای چرا هیونجین نیومددددد باید زنگ بزنم چان هیونگ الوووو
چان:چیشده ا.ت ؟*نگران
ا.ت:هیونجین یه ساعته هیچ خبری ازش نیس-
یکی:*داد* ولمممم کنننننننن
ا.ت:چان چان فک کنم صدای هیونجین بود توروخدا کاری که هیونجین گفتو بکن*گریه
چان:باشه باشه آروم باش نگران نباش نجاتتون میدیم باشه؟
ا.ت:زودترررر*گریه
چان:باشه باشه خدافظ
ا.ت:*گریه* وای حواسم نبود هیونجین چی گفتتتت*سوییچو درآوردی و از ماشین اومدی بیرون که فرار کنی ولی دیر شده بود*
سو وون:به بهههه دوس*دخ*تر قشنگمممم
ا.ت:*ترس
سو وون:دوس*دخ*تر که نباید از دست د*دیش فرار کنه*خنده
ا.ت:*عقب عقب میرفتی* از ... ججججونم چ چی می میخوای؟
سو وون:آخیییی ترسیدی؟؟ نترس قشنگم الان دیگه من اینجام و کسیم نیست که نجاتت بده باباتم که گرفتیم بد شد نه؟؟؟
ا.ت:توروخدا هق بزار هق بریم هق از جون ما هق چی میخوای*گریه
سو وون:تورو میخوام و میخوام هرکسی که مانع رسیدن من و تو بشه رو بک*شم
ا.ت:نه نه نه خواهش میکنم اونارو نکششش قول میدم تا ابد پی-*گریه
سو وون:بیارینش تو
ا.ت:*جیغ* ولمممم کننننن
--------------------
لینو:سل....ام تو اینجا ... چیکار م...یکنی
هیون:اومده بودیم... نجاتت بدیم ولی خب خوبی؟؟ *صدای جیغ اومد* اون صدای ا.ت بود؟؟؟ نه نه نههههههه
لینو:چییی ا.تم آوردیییی؟
هیون:اصرار کردددد وای بدبخت شدیممم ا.تتتت*گریه
سو وون:بندازینش همینجا
ا.ت:*گریه* بابااااا لینوووووو
هیون:ا.تتت*گریه
سو وون:خب خب میخوام اینارو جلو خودت بک*شم عزیزم*خنده
ا.ت:مگه نگفتی منو میخوایییی بزار اونا برن بعدش قول میدم تا ابد پیشت بمونم*گریه
هیون و لینو: چه ز*ری میزنیییییی
سو وون:خیلی خب فقط چون تو میگی من حواسم به شما دوتا هست اگه فکر پلیس به سرتون بزنه ا.تو بار*دار میکنم باور کنین
هیونجین:مرت*یکهههه تو خیلی گ*وه میخوریییییی دستت به بچم بخوره خودم می*کش*متتتتت
سو وون:اوه واقعا؟؟؟ چه ترسناکککک ولی دخترت انتخاب کرد باهام باشه عزیزم*خنده
ا.ت:ازت هق متنفرمممممم هق
سو وون:چی گفتی؟ نشنیدم
ا.ت:هی هق چی...
----------------
ویو خونه:
فلیکس:*خوابالود* سلامممم هیونجین کوش؟
سونگمین:اول بپرس ساعت چنده بعد یاد شو*هرت بیفت
فلیکس:خیلی خب... چنده
سونگمین:6 عصرررر چقد میخوابیییی
فلیکس:پس ا.ت و هیونجین کجان
هان:آممممم اونا رفتن خرید و یه چرخیم بزنن دیروقت میان
فلیکس:عه پس بزار زنگ بز-
چان:عه نه نه نههههه بزار پدر دختری تنها باشن
فلیکس:یادت رفته ا.ت لیه نه هوانگ؟؟
سونگمین:توعم یادت رفته دیگه لی نیستی؟
فلیکس:لعنتی
سونگمین:ها ها ها بزن قدش لینو
لینو:آفریننن
فلیکس:به هرجهت زنگ میزنم
چانگبین:عههههه نه دیگهههههه
جونگین:نههههههه
فلیکس:وااا چتونه وحشیا خیلی خبببب
ادامه داره...
ا.ت:وای چرا هیونجین نیومددددد باید زنگ بزنم چان هیونگ الوووو
چان:چیشده ا.ت ؟*نگران
ا.ت:هیونجین یه ساعته هیچ خبری ازش نیس-
یکی:*داد* ولمممم کنننننننن
ا.ت:چان چان فک کنم صدای هیونجین بود توروخدا کاری که هیونجین گفتو بکن*گریه
چان:باشه باشه آروم باش نگران نباش نجاتتون میدیم باشه؟
ا.ت:زودترررر*گریه
چان:باشه باشه خدافظ
ا.ت:*گریه* وای حواسم نبود هیونجین چی گفتتتت*سوییچو درآوردی و از ماشین اومدی بیرون که فرار کنی ولی دیر شده بود*
سو وون:به بهههه دوس*دخ*تر قشنگمممم
ا.ت:*ترس
سو وون:دوس*دخ*تر که نباید از دست د*دیش فرار کنه*خنده
ا.ت:*عقب عقب میرفتی* از ... ججججونم چ چی می میخوای؟
سو وون:آخیییی ترسیدی؟؟ نترس قشنگم الان دیگه من اینجام و کسیم نیست که نجاتت بده باباتم که گرفتیم بد شد نه؟؟؟
ا.ت:توروخدا هق بزار هق بریم هق از جون ما هق چی میخوای*گریه
سو وون:تورو میخوام و میخوام هرکسی که مانع رسیدن من و تو بشه رو بک*شم
ا.ت:نه نه نه خواهش میکنم اونارو نکششش قول میدم تا ابد پی-*گریه
سو وون:بیارینش تو
ا.ت:*جیغ* ولمممم کننننن
--------------------
لینو:سل....ام تو اینجا ... چیکار م...یکنی
هیون:اومده بودیم... نجاتت بدیم ولی خب خوبی؟؟ *صدای جیغ اومد* اون صدای ا.ت بود؟؟؟ نه نه نههههههه
لینو:چییی ا.تم آوردیییی؟
هیون:اصرار کردددد وای بدبخت شدیممم ا.تتتت*گریه
سو وون:بندازینش همینجا
ا.ت:*گریه* بابااااا لینوووووو
هیون:ا.تتت*گریه
سو وون:خب خب میخوام اینارو جلو خودت بک*شم عزیزم*خنده
ا.ت:مگه نگفتی منو میخوایییی بزار اونا برن بعدش قول میدم تا ابد پیشت بمونم*گریه
هیون و لینو: چه ز*ری میزنیییییی
سو وون:خیلی خب فقط چون تو میگی من حواسم به شما دوتا هست اگه فکر پلیس به سرتون بزنه ا.تو بار*دار میکنم باور کنین
هیونجین:مرت*یکهههه تو خیلی گ*وه میخوریییییی دستت به بچم بخوره خودم می*کش*متتتتت
سو وون:اوه واقعا؟؟؟ چه ترسناکککک ولی دخترت انتخاب کرد باهام باشه عزیزم*خنده
ا.ت:ازت هق متنفرمممممم هق
سو وون:چی گفتی؟ نشنیدم
ا.ت:هی هق چی...
----------------
ویو خونه:
فلیکس:*خوابالود* سلامممم هیونجین کوش؟
سونگمین:اول بپرس ساعت چنده بعد یاد شو*هرت بیفت
فلیکس:خیلی خب... چنده
سونگمین:6 عصرررر چقد میخوابیییی
فلیکس:پس ا.ت و هیونجین کجان
هان:آممممم اونا رفتن خرید و یه چرخیم بزنن دیروقت میان
فلیکس:عه پس بزار زنگ بز-
چان:عه نه نه نههههه بزار پدر دختری تنها باشن
فلیکس:یادت رفته ا.ت لیه نه هوانگ؟؟
سونگمین:توعم یادت رفته دیگه لی نیستی؟
فلیکس:لعنتی
سونگمین:ها ها ها بزن قدش لینو
لینو:آفریننن
فلیکس:به هرجهت زنگ میزنم
چانگبین:عههههه نه دیگهههههه
جونگین:نههههههه
فلیکس:وااا چتونه وحشیا خیلی خبببب
ادامه داره...
- ۷۸۴
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط